بایگانی: مهر ۱۴۰۰
تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۵: کنار آمدن با بیماری مزمن؛ از رایت و ایلیس

۲۹ مهر ۱۴۰۰

نویسندگان این کتاب هر دو مشاور و متخصص «مدیریت درد» مخصوصاً در حوزهٔ درد مزمن هستند. هر دو در کلیسا فعالیت می‌کنند و عمدهٔ مخاطبانشان مسیحی هستند. به همین خاطر مضمون اصلی این کتاب بسیار مذهبی و گره‌خورده با تعالیم مسیحیت است. از این جهت شاید این کتاب در بازار کتاب که قاعدتاً سکولاریسم و تا حدی بودائیسم در این موضوع در جریان اصلی است مورد تبلیغ قرار...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۴: مارتین درسلر؛ از استیون میلهاوزر

۲۶ مهر ۱۴۰۰

«مارتین درسلر» نوشتهٔ «استیون میلهاوزر» داستانی است در مورد پسرکی نیویورکی از خانوادهٔ مهاجر آلمانی که پدرش مغازهٔ سیگار فروشی دارد. او کم‌کم با فکرهای «رؤیای آمریکایی»‌اش پله‌های ترقی را طی می‌کند و خودش صاحب هتلی مجلل می‌شود. داستان در اواخر قرن نوزدهم می‌گذرد و روند شکوفایی نیویورک جدید را در لابه‌لایش بیان می‌کند. زاویهٔ دید دانای کل است و تمام...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۳: دریاروندگان جزیرهٔ آبی‌تر؛ از عباس معروفی

۱۹ مهر ۱۴۰۰

اسم داستان‌های این کتاب را می‌گذارم «غمباد». معروفی در مورد بیماری اخیرش نوشت:
 
"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یک‌وقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشته‌ام، از دوشنبه وارد مرحله‌ پرتودرمانی می‌شوم؛ در تونلی تاریک به نقطه‌های روشنی فکر می‌کنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمه‌...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۲: عشق و چیزهای دیگر؛ از مصطفی مستور

۱۵ مهر ۱۴۰۰

این مطلب را حدوداً سه سال پیش، همان موقعی که کتاب را خواندم، نوشتم و به دلایلی توفیق انتشارش تا حال نبود.
 
از «عشق روی پیاده‌رو» تا نشر «عشق و چیزهای دیگر» حدوداً بیست سال گذشته شده است. در طول این بیست سال مصطفی مستور همیشه به عنوان نویسنده‌ای پرمخاطب در عرصهٔ ادبیات داستانی فارسی شناخته شده است؛ چه در «روی ماه خداوند را ببوس» که با طرز نگاه معنو...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۱: ظلم، جهل و برزخیان زمین؛ از محمد قائد

۱۴ مهر ۱۴۰۰

«اگر ظلم از کفر بدتر باشد، جهل از هر دو بدتر است.»
این کتاب مجموعه جستارهای محمد قائد است در مورد خرده‌فرهنگ‌ها و اختلافات بین خرده‌فرهنگ‌ها و تضادها و سوءتفاهم‌ها. این کتاب به یک معنا پاسخ به پیشنهاد سال گفتگوی تمدن‌های سید محمد خاتمی است و بخشی از مقاله‌ها در بحبوحهٔ جنگ افغانستان و حملات یازده سپتامبر نوشته شده است. او جنگ را صرفاً یک سوءتفاهم ن...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۸۰: نگران نباش؛ از مهسا محب‌علی

۱۳ مهر ۱۴۰۰

خلاصه‌اش این که طرح یک‌خطی داستان بسیار جذاب است: تهران شده پر از پس‌لرزه و هول مرگ همه را گرفته. راوی دختر معتادی است در تمنای اندکی متاع. و دربه‌در در شهر می‌گردد و مشاهدات را می‌گوید. فرای طرح یک‌خطی، پرداخت، انتخاب واژه‌ها، نوع نگاه (به نظرم غیرانسانی) به همه از پدر و مادر گرفته تا مردم شهر و فضاسازی که به نظرم خیلی دم‌دستی و غیرقابل باور است، ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۹: آذر، شهدخت، پرویز و دیگران؛ از مرجان شیرمحمدی

۰۹ مهر ۱۴۰۰

از این رمان فیلم ساخته شده است. مکالمه‌های فیلم تقریباً در اکثر جاها رونوشت از رمان است. حتی تک‌گویه‌ها رونوشت توضیحات رمان است. اصلاً گاهی آدم شک می‌کند دارد رمان می‌خواند یا فیلم‌نامه. نوشته‌ای پرمکالمه و کم‌توصیف. وقتی فیلم را دیدم، در مورد بهرام (رامبد جوان) و چرایی‌اش در فیلم مشکل داشتم. ظاهراً به هر دلیلی در فیلم از او گفته نشده که مثلاً آدم ...

تصویر پست

قفسه‌نوشت ۱۷۸: خانهٔ لهستانی‌ها؛ از مرجان شیرمحمدی

۰۲ مهر ۱۴۰۰

نقد یک‌خطی: عالی است؛ بخوانیدش.
 
مرجان شیرمحمدی نویسنده و بازیگر سینماست. او همسر بهروز افخمی کارگردان مطرح سینماست و این رمان را به او تقدیم کرده است. رمان از زاویهٔ دید راوی پسربچهٔ ده‌ساله‌ای است که در خانه‌ای قدیمی که سابقاً متعلق به آوارگان لهستانی بوده زندگی می‌کند. زمان رمان احتمالاً دههٔ پنجاه شمسی است؛ نشان به نشان آن که برخی از شخصیت‌های...